أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
110
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
فصل : در اثبات اينكه خدا را مكانى نيست و نتواند بود خدايت كمك دهاد ، بدان كه مكان در نظر ما آنست كه فرا گيرد آنچه را در آن جايگير است و چون فراگيرى بر خدا نتواند بود زيرا كه مقتضى محصور شدن خدا تعالى و پايان گرفتن او است دانسته شود كه در مكانى نباشد . و مخالف ما گويد معنى مكان آنست كه بر آن تمكن حاصل باشد و در آن تصرف شود ، و بدين معنا هم نيز بر خدا تعالى روا نباشد زيرا متمكن بايد تكيه به مكان داشته باشد و با آن بسايد و تكيه زدن و سائيدن از صفات پديدهها است و خدا تعالى قديم است و دانسته شود كه در مكانى نيست . بعلاوه آنچه مكانى دارد در حيزى باشد و بناچار در سوئى جز سوى ديگر و چنين نباشد مگر جسم يا پارهء جسم و ثابت شده كه خدا تعالى نه جسم است و نه پارهء جسم ( مانند اتم ) و دانسته شد بطلان مكان براى او . دليل ديگر : اگر مكان دارد يا مكانش قديم است يا حادث و نميشود قديم باشد زيرا شريك خدا شود در قدم با اينكه ثابت شده خدا به تنهائى قديم است و اگر مكانش حادث است خدا تعالى پيش از پديد شدن مكانش يا نياز بدان داشته يا بىنياز از آن بوده و نميشود نيازمند آن باشد زيرا نياز صفت كم بود است كه در قديم نميباشد و اگر پيش از وجود مكانش از آن بىنياز بوده نميشود از آن پس به دو نيازمند شود زيرا نيازمندى با قديم بودنش نشدنيست و او را همانند خلقش كند پس لا مكانى او